با سلام. آیا صحت دارد که پیامبر اسلام، در جنگ بدر آب را بر روی سپاه قریش بست؟ طبق منابع: تاریخ طبری و …
آیا این رفتار توجیه پذیر است؟
پاسخ: با سلام تحیت؛ پرسش شما عقیدتی-تاریخی است که باید خودتان تحقیق کرده تا به نتیجه برسید و پاسخ ما قطعیتی ندارد.
این موردی را که اشاره کردهاید در تواریخ اسلامی بیان گردیده است. حال این اتفاق یا اتفاقات دیگری که در تواریخ اسلامی بدانها پرداخته شده نه میتوان بطور قطع رد کرد و نه پذیرفت؛ زیرا تواریخ اسلامی اول: مبنای روایی دارند و دوم: تاریخ نگاری اسلامی از اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری آغاز گردیده. بنابراین نمیتوان به روایات نقل شده از صدر اسلام با نگاه قطعی و تاریخی نگریست؛ زیرا امروزه که وسایل بسیاری برای ثبت وقایع وجود دارد باز دخل و تصرفات بسیاری در ثبت و نقل اتفاقات روی میدهد. با این حال با مراجعه به نقل قولهای مختلف میتوان تصویری نسبی و نه قطعی از آن اتفاقات را بدست آورد.
جنگ بدر در سال ۲ قمری در نزدیکی روستای بدر شکل گرفت. مورخان مسلمان نوشتهاند که با دستور پیامبر(ص)، آب برای لشکر دشمن، یعنی سران قریش، بسته شد. (الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۲۲) این داستان را نخستین بار عبدالملک بن هشام (متوفای ۲۱۳ قمری) از محمد بن اسحاق (متوفای ۱۵۸ قمری) نقل کرده است. ابن اسحاق متولد ۵۸ قمری بوده و کتابی به عنوان «السیره النبویه» داشته که شاگردش ابن هشام این کتاب را تصحیح و تلخیص کرده و با همان نام شناخته میشود؛ در نتیجه قدمت این گزارش، حدوداً به اواخر قرن اول یا اوایل قرن دوم هجری میرسد.
روستای بدر یک بلندی به نام «العدوه القصوی» در جنوب شرقی خود داشت که سپاه قریش در آن قرار گرفت و یک دامنه به نام «العدوه الدنیا» که سپاه مسلمانان قرار گرفتند. (السیره النبویه، ج۱، ص۶۱۷) این دو مکان در قرآن نام برده شده است: «إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَهِ الدُّنْیَا وَهُمْ بِالْعُدْوَهِ الْقُصْوَىٰ» (انفال : ۴۲). البته سپاه مسلمانان نخست قبل از چاه آب اردو زد و از آنجایی که آب آوردن خطر داشت (المغازی، ج۱، ص۵۲)، و در شب اول استقرار باران زیادی بارید و زمین پیش روی را به گل و لای تبدیل کرد، سپاه مسلمانان به پیشنهاد حباب بن مُنذر و دستور پیامبر(ص) کمی جلوتر آمد و در کنارهی چاه آب قرار گرفت. (السیره النبویه، ج۱، ص۶۲۰) تسلط سپاه اسلام به چاه آب چنان بود که أسود بن عبدالأسد مخزومی قسم یاد کرد یا از آن آب مینوشد، یا آن را خراب میکند یا در راه آن کشته شود. (المغازی، ج۱، ص۶۸)
با این حال، نقدهایی به این داستان میتواند وجود داشته باشد:
- حباب بن منذر پیشنهادش چنین بود که اردوی سپاه مسلمانان را به نزدیکی چاههای آب ببرند، همه را با خاک پُر کرده و سپس بر روی چاهها حوضی بسازند تا آب تنها در اختیار مسلمانان باشد. با این حال بیان شد که در اردوگاه نخست، شبانگاه باران زیادی بارید (انفال : ۱۱) که تمام زمینها را به گل و لای تبدیل کرد. جنگ بدر در ناحیهای نزدیک ۲۴ درجه عرض شمالی و ۳۹ درجه طول شرقی شکل گرفت. در آن زمان، خورشید در جنوب آسمان قرار داشت و سپاه اسلام که سمت شمال ایستاده بود، پشت به آفتاب قرار داشت. با توجه به موقعیت خورشید و جهت تابش نور، میتوان نتیجه گرفت که نبرد بدر بین اوایل تا اواخر صبح، حدود ساعت هفت تا یازده و نیم پیش از ظهر آغاز شده است. (ر.ک به: طبقات الکبری، ج۲، ص۱۹) در این صورت، به لحاظ زمانی اساساً ممکن نیست سپاه مسلمانان نخست با سختی جلوتر بیاید، از گل و لای بتواند حوضی پُر از آب بسازد و در آخر بایستد تا تمام آن خشک شود و آن را پُر از آب کند.
- واقدی نوشته است أسود بن عبدالأسد مخزومی در همان ابتدای جنگ به سمت حوض یورش بُرد تا از آن آب بنوشد یا آن را خراب کند، اما حمزه، عموی پیامبر(ص) به او رسید و بعد از یک درگیری، در وسط حوض او را کُشت. (المغازی، ج۱، ص۶۸) پس طبیعتاً آب این حوض برای مسلمانان هم، از همان ابتدا، قابل استفاده نبوده است.
- مطابق گزارشی، دسترسی به آب در شب پیش از جنگ برای مسلمانان دشوار بوده، به طوری که کسی جرأت نمیکند از بیم کشته شدن بر سر چاه آب برود و برای سپاه آب بیاورد و در آخر علی بن أبیطالب(ع) داوطلب شده و چنین میکند. (بحارالأنوار، ج۱۹، ص۲۰۲) نیز مهمتر از آن مطابق آیهی ۱۱ سورهی انفال یا دسترسی به آب برای سپاه مسلمان سخت بوده یا به کل چاههای آن منطقه خشک بودند که قرآن باریدن باران را یکی از دلایل پیروزی سپاه مسلمانان میداند. در این صورت، پیامبر(ص) آبی را بر دشمن نبست، بلکه آب را از باران به دست آورد.
- محمد بن عمر واقدی، مورخ قرن دوم قمری، گزارشی نقل کرده که نشان میدهد برخی از سپاه قریش به نزدیکی چاه آب آمده تا آب بنوشند، نگهبانان ممانعت میکنند، پیامبر(ص) که این صحنه را میبیند، میگوید: «و أقبل نفر من قریش حتى وردوا الحوض- منهم حکیم بن حزام- فأراد المسلمون تجلیتهم – یعنى طردهم- فقال النبىّ صلى اللّه علیه و سلّم: دعوهم! فوردوا الماء فشربوا – گروهی از قریش خواستند از چاههای بدر آببردارند که مسلمانان مانع شدند، در این هنگام پیامبراسلام(ص) به یاران خود گفت: مانع آب خوردنشان نشوید و آنها را رها کنید». (المغازی، ج۱، ص۶۱) در این صورت دو احتمال وجود دارد: ۱. گزارشات مربوط به بستن آب جعلی است ۲. پیامبر(ص) به پیشنهاد حباب بن منذر چاهها را تصرف کرد، اما چنین نبود که به سپاه قریش آب نرساند. این میتواند یک تاتیک بوده باشد، از این جهت که احتمال بود اگر سپاه قریش چاهها را تصرف کند، به مسلمانان آب ندهند. لازم به ذکر است که این گزارش را پیشتر إبن اسحاق هم نقل کرده است. (السیره النبویه، ج۱، ص۶۲۲)
در آخر اینکه گزارشی نشان میدهد که هدف از پُر کردن چاهها، بستن آب نبوده است. از آنجایی که منطقهی بدر وسیع بود و آب محدودی وجود داشت، پیامبر(ص) چنین کرد تا محدودهی جنگ را در کنار همان چاه نگه دارد (الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۷۸) و با توجه به نکتهی چهارم اینگونه نبود که از آب خوردن سپاه قریش جلوگیری کند.
همیشه موفق باشید
