بسمه تعالی
جناب مستطاب آقای محمد نوری زاد دامت توفيقاته
بعد از عرض سلام و اهداء تحيات وافره؛ از محبت حضرتعالی سپاسگزارم. اگر چه از برخوردهای تند و نامعقولی كه با شما در خصوص عمل نمادينتان شده است متاسفم، لكن تعجب نمیكنم.
اين كمترين نيز سالها پيش به منظور نمادی از صلحطلبی، نوعدوستی و احترام به اديان و افكار مختلف، كتب تو

رات و زبور را به صورت نسخههایی خطی، خوشنويسی و تذهيب كردم و در معرض قضاوت عمومی گذاشتم، به اين جهت كه نشان دهم مسلمان بودن به معنای خشونتطلبی، بی منطقی، خونريزی و ارج ننهادن به حيات و ارزشهای بشری نيست. اما متاسفانه حضرات نهتنها به مفهوم عمل بنده توجهی نكردند بلكه برخی شديدا موضع گرفته و آن را به مثابه تبليغ كتب ضاله برشمردند. بنده كتبی را خوشنويسی و تذهيب كردم كه قرآن كريم به صراحت آنها را تاييد كرده است، با اين حال چنان رفتاری كردند؛ طبيعی است كه با جنابعالی رفتاری به مراتب تندتر از بنده بكنند زيرا بهائيت از نگاه اسلامی يك دين و آيين جعلی است.
در آغاز قرن بيست و يكم، جهان بشری شاهد جنايات هولناكی گرديد كه با نام دين اسلام به نمايش گذاشته ش
د و آن رفتارها باعث گرديد تا دين اسلام در اذهان جهانی به عنوان دينی كه مروج خشونت، خونريزی و بی منطقی است معرفی گردد. زمانی كه عدهایبه ظاهر مسلمان در مقابل دوربين فيلمبرداری با فرياد الله اكبر و صوت قرآن، سرانسانها را گوش تا گوش ميبريدند؛ و نمونه آخرش كه فرد مسلمانی در وسط شهر لندن در جلوی چشم رهگذران سر يك سرباز جوان را بريد، احساسات مذهبی كسی جريحهدار نشد و فريادوااسلاما سر نداد!. اما تا كسی به شكل نمادين سخن از انساندوستی و احترام
به انسانيت انسان راند عالم لاهوت و ناسوت كن فيكون شد!!.
اگر برادران ايمانی، بخصوص علما مذهبی كمترين دركی از معانی و مفاهيم اعمال نمادين داشتن، متوجه میشدند كه دلجویی و بوسهی شما بر پای يك كودك بهاییزاده نهتنها به معنای تبليغ و تاييد آيين بهائيت نيست، بلكه بيانگر منطق دين اسلام است كه برای حيات و شئون انسان –بما هو انسان- بدون توجه به دين و آيين و نژاد و مليتش ارزش و احترام قايل است.
پاپ فقید جان پل دوم، همچون پاپ (بندیکت شانزدهم) اسلام و قرآن را تفکری جعلی، غير الهی، صلحستیز و آشوبگر که تنها ثمرش از بین بردن آسایش بشری میباشد میدانست. اما در سفری که به مصر داشت قرآن را در جلوی دوربینهای فیلمبرداری و عکاسی بوسید. مسلمانان ناآگاه از نمادی کاری، به خود غره شدند که «رهبر کاتولیکهای جهان در مقابل عظمت قرآن کرنش کرد و آن را بوسید!». و حال آنکه رفتار او معنای دیگری داشت که بدون هیچ بحثی آن را با یک بوسه به كتابی که اساسا قبول نداشت ثابت کرد؛ و آن چیزی نبود جز اثبات منطق قوی و انساندوستانهی مسیحیت!. همان عمل پاپ جان پل دوم، بسیاری را جذب کلیسای کاتولیک کرد. اما عدهای از روی جهالت يا دكانداری چنين وانمود كردند که:«بوسیدن قرآن توسط پاپ باعث شد مردم به قرآن روی آورده تا ببینند که آن چه کتابی است که رهبر مذهبی گروهی مسیحی به آن بوسه زد». و حال آنکه اگر کمترین درایتی میداشتند، باید با خود میاندیشیدند که پاپ به عنوان یک رهبر مذهبی، هیچگاه عملی در جهت تضعیف دین و مذهب خود، و تبلیغ و تایید دین و مذهبی دیگر انجام نمیدهد. اگر بوسیدن قرآن معنای تایید و تبلیغ قرآن و اسلام را داشت، یقینا پاپ چنان کاری نمیکرد؛ زيرا همانگونه كه بهائيت از نگاه علما مذهبی آيينی جعلی است، از نگاه مسيحيان نيز دين اسلام يك دين جعلی میباشد. اگر برادران ايمانی و علماء اسلامی میتوانستند معانی و مفاهیم دقیق اعمال نمادین را درک کنند بسیاری از مشکلات حل بود.
چه خوشمان بيايد چه نيايد؛ واقعيت اين است كه افكار بسياری از اهل دين هنوز در قرون گذشته باقی مانده و متوجه نيستند كه در عصر حاضر، بشر از افكار و عقايد و مذاهبی پيروی خواهد كرد كه كرامت انسانيش را محترم شمارد، برای حقوق فردی و اجتماعيش ارزش قايل شود و تعلقات دينی، مذهبی، نژادی و جنسيتی، خللی در بهرهمندی از حقوق انسانيش ايجاد ننمايد. در چنين دورانی نمیتوان دين و مذهب و تفكری را با چماق تهديد و تكفير، تبليغ و حفظ كرد.
“امروزه میبايست متفكرين و انديشمندان دينی با توجه به شرايط زمانی و برداشتن مرزهای فرهنگی در عصر ارتباطات؛ دينباوری را با ديدگاه و قرائتی بر اساس احترامگذاری به كرامت انسانی، وتاكيد بر حقوق و آزاديهای فردی و اجتماعی بشر تبين و تعريف نمايند. ديدگاه و قرائتی كه در آن علت اصلی بعثت انبياء(ص) كه همانا پرهيز از ظلم و ستم و نابرابری و تعدی به جان و مال و ناموس و آبروی انسانها میباشد بيش از گذشته مورد توجه قرار گيرد تا همهی ابناء بشر -چه خداباور چه ناباور- از حقوق و آزاديهایی برابر برخوردار بوده و بتوانند در كنار هم با مسالمت و احترام زندگی كنند بدون آنكه بخواهند يا بتوانند به حقوق فردی و اجتماعی يكديگر تعدی و تجاوز نمايند. خداوند اين دنيا را با تمام نعمتهايش بدون هيچ تفكيك و تمايزگذاری بطور برابر در اختيار همهی انسانها با هر مليت و نژاد و دينی قرار داده و در استفاده از نعمات و زندگی دنيوی هيچ امتياز خاصی برای خداباوران و مومنين قايل نشده است مگر در جهان آخرت. بنابراين ما نيز حق نداريم كه در حيات دنيوی با سفسطهبازی و مغلطهكاری در آموزهها و متون دينی، برای يك قشر، ملت، نژاد، دين و مذهبی امتيازات ويژهای قايل گرديم و ديگر ابناء بشر را از آزادی و حقوق خداداديشان محروم كنيم.”
اقدام نمادين جنابعالی در دلجویی و بوسيدن پای كودكی بهاییزاده، نه تنها به معنای تاييد و تبليغ آيين بهائيت نبود بلكه شما به عنوان يك ايرانی مسلمان با اين عمل نمادين خود اثبات نموديد كه نوعدوستی و محبت به همنوع بدون توجه به دين و مذهب و نژاد و مليتش، يكی از آموزههای اخلاقی دين اسلام و مذهب تشيع است؛ و متاسفانه آنانی كه شما را بخاطر اين اقدام نمادينتان مورد هتاكی و توهين قرار دادند، سهواً يا عمداً چهرهای غير منطقی و خشن از آموزههای اسلام را به نمايش گذاشتهاند كه برای حيات و حقوق فردی و اجتماعی انسان ارزشی قايل نيست؛ و بدين روش بيشتر از قبل باعث تخريب اذهان جهانی نسبت به اسلام و مسلمانی شده و دين مبين اسلام را خواسته يا ناخواسته از جنبههای اخلاقی، محبتآميز، كريمانه و انساندوستانهاش تهی میكنند.
در هر صورت آنان كه برای انسان و انسانيت، بدون توجه به تعلقات فكری، عقيدتی، دينی، نژادی و جنسيتی، ارزش و احترام قايلند اقدام نمادين شما را درك كرده و بدان ارج نهاده و تحسينتان میكنند. قطع بدانيد كه تنها نيستيد. چنانكه عدهای از عزيزانی كه بسياريشان مورد شناخت بنده بوده و افرادی متدين و متشرع میباشند از اقدام نمادينتان حمايت كردند.
بنده همانگونه كه سالها قبل اعلام كردهام برای مسلمان، يهودی، مسيحی، زرتشتی، بودايی، بهايی و… حتی آنان كه به دينی معتقد نيستند، ولی به اصول انسانيت معتقدند احترام قايلم. همچون برخی، غير مسلمان را حيواناتی نمیدانم كه بر روی زمين در حال چريدنند!!!. هر كس كه در وجودش فطرت انسانی تبلور داشته باشد، به هر دين و آيينی عقيدهمند باشد، درمقابلش سر تعظيم فرود میآورم و دوستش دارم. هر كس كه از فطرت انسانيش فاصله گرفته باشد، به هر دين و آيينی عقيدهمند باشد، از او تبری میجويم، و اينها را از معارف اسلام آموختهام. لذا اين كمترين نيز به عنوان يك عالم دينی مسلمان اقدام نمادين جنابعالی را تحسين كرده و آن را در راستای تبليغ و تاييد آموزههای اخلاقی دين مبين اسلام میدانم و قاطعانه در حد توان خود از شما حمايت خواهم كرد.
هميشه موفق و برقرار و پيروز باشيد
تهران
9/6/1392
الراجی؛ عبدالحميد معصومی تهرانی
