بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مبارك وزیر محترم اطلاعات جناب حجة الاسلام و المسلمین غلامحسین محسنی اژهای دامت توفیقاته
بعد از عرض سلام و اهداء تحیات وافره ، دراوایل سال 1376دوست عزیزی، فیلمی مستند برایم آورد كه از سربریدن و كشتار انسانها به دست طالبان در افغانستان فیلمبرداری شده بود. دیدن آن صحنههای فجیع حالم را شدیدا دگرگون كرد. روزها و شبها به آن جنایات اندیشیدم و در عجب بودم كه چرا سخنی واعتراضی به آن اعمال نمیشود. مگر ممكن است كه آن فیلم را كسی ندیده باشد؟! آنچه كه واضح بود، ضربهای است كه با آن اعمال به دین اسلام در اذهان بینالمللی وارد میآمد. زیرا آن خشونت به نام اسلام اجرا میگردید و ما آموخته بودیم كه: هل الدین الا الحب؟.
با چه گفتار و نوشتاری میشد آن جنایات را توجیه كرد و به جهانیان اثبات نمود كه اسلام برای بشریت احترام و ارزش قایل است؟ با كدام مقاله یا كتاب وسخنرانی و … میتوان آن تصویر زشت را كه عدهای به ظاهرمسلمان، ازاسلام به نمایش گذاشته و میگذارند پاك كرد؟
براین اساس تصمیم گرفتم تا بجای نوشتن كتاب ومقاله و … با زبان هنر كه زبانی بینالمللی است به مبارزه با آن زشت نمایی اسلام برخیزم. نه با گفتار، كه با عمل، چرا كه: دوصد گفته چون نیم كردار نیست.
لذا به خوشنویسی كتاب مقدس تورات، كه اولین كتاب آسمانی و پایه و اساس دو دین یهودیت ومسیحیت است اقدام نمودم. در تذهیب آن تمامی همت خود را به كار بردم و از هنرمندی ارزشمند نیز تقاضا كردم تا در تذهیب و طلاكاری آن به من یاری رساند.
در سال 2001میلادی با عنایات حضرت احدیت نگارش آن كتاب به اتمام رسید و بنده آن را به جوامع بشری به عنوان نمادی عملی از صلح و نوعدوستی اهداء كردم. این اقدام مورد توجه بسیاری از اندیشمندان دنیا قرار گرفت و به شكلهای مختلف مرا مورد لطف قرار دادند. اما در داخل ایران همانگونه كه انتظار داشتم نه تنها كسی اعتنایی نكرد بلكه اعتراض هم نمود!. ولی آنچه كه برایم از همه عجیبتر بود و اصلا انتظارش را نداشتم، اول: گسیل كردن حراست وزارت ارشاد به محل كارم، برای توقیف و جلوگیری از ادامه كار؛ ازسوی طراح گفتگوی تمدنها، آن هم در سال گفتگوی تمدنها بود!!! (كه ظاهرا ایشان تصوركرده بودند تنها برای جنابشان تصاویر كتاب ارسال شده) دوم: پیشنهاد مبلغ دو میلیارد تومانی از سوی برخی جریانات برای مسكوت گذاشتن كار. این دو مورد برایم از موارد متعددی كه با آن برخورد داشتم عجیبتر و تاسف بارتر بود.
از این جهت و به دلایل دیگر محل كار خود را تغییر دادم و به خوشنویسی كتاب مزامیر حضرت داوود به دو زبان فارسی و عبری مشغول شدم. و این در زمانی بود كه تمامی جریانات دست به دست هم داده بود تا چهره اسلام و مسلمان را در اذهان بینالمللی زشتتر و سیاهتر به نمایش درآوردند. در میان این بحرانهای خطرناك، در سال گذشته پس از اتمام نگارش و تذهیب كتاب مزامیر، مجددا آن را به جوامع بشری عرضه داشتم و اهداء نمودم. بلافاصله نیز نگارش كتاب انجیل به زبان انگلیسی را آغاز كردم.
جناب آقای محسنی؛ صلح طلبی، انساندوستی، زندگی مسالمتآمیز انسانها و احترام به ادیان تنها انگیزه كارم بود و به هیچ چیز دیگری نیندیشیدم. به مسایل سیاسی دخالتی نكردم و در دورانی كه بسیاری ازدوستان، (در هشت سال گذشته) به شكلهای مختلف خود را مشغول سیاست و سیاستبازی كردند، بنده در گوشهای به خطاطی خود مشغول بودم و به هیچ عنوان خود را دخالت ندادم. زیرا كاری به مراتب مهمتر از آن كشمكشها دردست داشتم. اكنون نیز تمایلی به سیاست ندارم. ولی این به آن معنی نیست كه از سیاست چیزی نمیفهمم. جنابعالی بهتر ازهر كسی از مواضع سیاسی بنده آگاهید.
جناب آقای محسنی، صراحتا عرض كنم كه بنده برای انسان و انسانیت احترام و ارزش قایلم و برایم فرقی نمیكند كه آن انسان دارای چه عقیده و دینی است. بنده برای مسلمان، یهودی، مسیحی، زرتشتی، بودایی، بهایی و… حتی آنان كه به دینی معتقد نیستند، ولی به اصول انسانیت معتقدند احترام قایلم وعاشقانه دوستشان داشته، دست بوس یكایكشانم. همچون برخی، غیر مسلمان را حیواناتی نمیدانم كه بر روی زمین در حال چریدنند!!!. بنده با هیچ كسی سر جنگ ندارم. هر كس كه در وجودش فطرت انسانی تبلور داشته باشد، به هر دین و آیینی عقیدهمند باشد، درمقابلش سر تعظیم فرود میآورم و دوستش دارم. هر كس كه از فطرت انسانیش فاصله گرفته باشد، به هر دین و آیینی عقیدهمند باشد، از او تبری میجویم. در حد خودم از دین آگاهی دارم و برای هر اقدام و سخنم میتوانم دلیلی محكم اقامه كنم. اما انتظار ندارم كسانی كه به دور خود پیله تنیدهاند بدون مطالعه و توجه به اقداماتم، مرا مورد هجوم قرار دهند و با هوچیگری –نه با استدلال و منطق- به جرایم مختلف متهمم كنند. سالها به اتهام زنیها و پرخاشها گوش فرا دادم و هیچ نگفتم. نه آنكه جوابی نداشتم، بلكه امیدوار بودم كه كوتهنظران بخود آیند و دریابند كه در دوران دهكده جهانی باید گفتمان جدیدی اتخاذ كرد. اما افسوس كه: و ما انت بمسمع من فی القبور.
امیدوارم جنابعالی مانند برخی از آقایان به بنده نفرمایید كه: شما بااقداماتتان احساسات دینی برادران ایمانی را جریحهدار كردید. چرا زمانی كه عدهای به ظاهر مسلمان در مقابل دوربین فیلمبرداری با فریاد الله اكبر و صوت قرآن، سرانسانها را گوش تا گوش میبریدند، احساسات برادران ایمانی جریحهدار نشد و فریاد وا اسلاما سر ندادند؟! چرا حضرات آیاتی كه تنها مانده تا برای لباس زیر مردم نیز اطلاعیه صادر كنند، زبان به كام گرفتند؟!!.
ولی تا یكی گفت یكدیگر را دوست بداریم احساسات برادران ایمانی جریحه دار شد؟!!! والله بارها سخنان عوامانه برخی عالمان چون خنجری در قلبم فرو رفت. ولی دیگر صبرم لبریز شده و فریادم به آسمان بلند است. آیا از كسی چیزی خواستهام؟ به كسی توهین كردهام؟ آیا غیر از این است كه سعی كردهام از اسلام چهرهای منطقی به نمایش بگذارم؟. چهرهای كه برخی آن را چنان سیاه كردهاند كه با تمامی آب اقیانوسها نیز قابل شست و شو و تطهیر نیست. چه كردهام كه سزاوار این همه توهین و افترا باشم و حال قصد جانم را كنند؟. ای لعنت به این همه جهالت و كوتهنظری. انی عذت بربی و ربكم من كل متكبر لایؤمن بیوم الحساب.
نمیدانم این صلح و احترام به دیگر ادیان و مذاهب (بدون توجه به حق بودن یا نبودن آنها) چه ضرری دارد كه برخی سعی در ایجاد افروختن كینه و نفرت در بین پیروان ادیان را دارند!؟ دكان چه كسانی تخته میشود و نان چه كسی آجر میگردد؟ كه تا این حد نسبت به كتب تحریر شده (بخصوص در این چند ماه اخیر) اظهار كینه و خشم میكنند؟. بنده نمیفهمم كه این همه فحش و ناسزا، طلب مرگ این و آن كردن، برای دین تا كنون چه نتیجهای در بر داشته است؟ حال به نتایج مشعشع! اجتماعی، سیاسی واقتصادی آن كاری ندارم. پیامبر اسلام(ص) طبق شهادت قرآن، مسلمانان را از سب كردن دشمنان حربی خود هم برحذر داشته. این چه تفكر و منشی است كه عدهای از زبان و رفتارشان تنها نفرت، كینه و مرگ تراوش میشود و حال آنكه مدعیاند، درد دین دارند!؟ آیا تبلیغ دین در عصر ارتباطات و دهكده جهانی با چماق تكفیر و توهین و ارعاب امكان پذیر است؟.
كاش مبلغین نفرت و خود حقبینی از حصار خود بیرون میآمدند و نتیجهی اجتماعی و بینالمللی افكار خود را به عینه میدیدند. اما افسوس كه زمانی به واقعیت پی میبرند كه بسیار دیر است.
علیایحال، هراقدامی، در جهت نابود كردن كتب تورات یا زبور یا انجیل و یا سوء قصد به این كمترین به جهت تحریر آن كتب، بیانگرعمق دشمنی آن افراد و گروهها، كه خود را نمایندهی جامعهی مذهبی و اطلاعاتی معرفی میكنند، با پیروان دیگر ادیان و حیات جوامع بشری است؛ و تفاوتی نمیكند كه چه فرد یا افرادی در پشت این جریانات قرار داشته باشند. هر چند رئیس دولت، كه حضرتعالی یكی از اعضاء كابینهاش هستید، خواسته یا ناخواسته به نوعی به این افراطگری دامن زده و بها داده است و حال اینكه شعار ایشان «مهرورزی» بوده است!.
به هرحال برخی ازتهدید كنندگان، مدعی بودند كه از وزارت اطلاعات – كه شما ریاست آن را به عهده دارید- تماس میگیرند. بدیهی است كه چنانچه تهدید كنندگان، تهدید خود را به هر شكلی عملی نمایند، با آن كه بعید میدانم شما در این خصوص نقشی داشته باشید؛ لكن با كمال احترام باید صراحتا عرض كنم كه این كمترین، شما و وزارتخانه اطلاعات و دولت فخیمهی آقای احمدی نژاد را مسئول آن برخوردها خواهم دانست.
حضرتعالی بیشتر و بهتر از هركسی نسبت به بنده شناخت و آشنایی دارید. بحمدالله علقهای در این دنیا ندارم و وامدار هیچ كسی نیستم، از دیوار كسی بالا نرفته و مال كسی را غصب ننمودهام. تن به شهوت نیالوده، بندهی هوسبازی نبوده، افتخار میكنم كه تا این لحظه چشم و دلم همچون روز تولد پاك است. آثار و نظراتم در دید و قضاوت بینالمللی است و چیزی پوشیده ندارم. ادعای معصومیت نمیكنم و اذعان دارم كه همچون دیگر انسانها مرتكب اشتباهات و خطاهایی نیز گردیدهام؛ اما اشتباهات و خطاهایم باعث ضرر یا تعدی به غیرنبوده است. این كمترین هشت سال وقت، عمر، چشم و مال را هزینهی بوجود آوردن این آثار كردهام و در این راه، تا كنون از افراد یا سازمانی كمكی دریافت ننمودهام ،انتظار تشویق یا تایید كسی را نیز در این كشور ندارم. اما اجازه نمیدهم فرد یا افرادی با هر انگیزه و نظری، وابسته به هر دسته و ارگانی بخواهند این آثار را نابود كنند و نظرات بدوی خود را بر بنده تحمیل نمایند و در این راه تا پای جان خواهم ایستاد و سكوت نیز نخواهم كرد. زیرا كه این آثار نه آنكه متعلق به بنده، بلكه متعلق به تمدن بشری است.
بنده انتظار ندارم كه حضرتعالی مرا تایید كنید، اما تقاضا دارم به عنوان وزیر اطلاعات این مسایل را پیگیری نموده و مشوقین و مجریان این تهدیدات را شناسایی كرده و برخوردی قاطع و قانونی نمایید.
خداوندا، به ما توفیق انسان بودن، انسان زیستن، انسان مردن و دوست داشتن مخلوقاتت را عنایت فرما.
والسلام
الراجی، عبدالحمید معصومی تهرانی
