بسم الله الرحمن الرحیم
عملیاتهای انتحاری متعدد بر علیه مردم عادی و بیدفاع شهرکهای یهودینشین در اسرائیل که توسط برخی افراد وابسته به گروهها وسازمانهای به اصطلاح مبارز فلسطینی انجام شده است عملی مذموم و بر خلاف نص صریح شریعت قرآن بوده و از مصادیق بارز تروریسم است زیرا:
اولاً: طبق آیهی ۲۹ از سورهی نساء خودکشی در اسلام نهی شده و از گناهان کبیره شمرده میشود و هر کس با هر انگیزه و عقیدهای که دست به خودکشی بزند را به آتش جهنم وعده داده است. بنابراین طبق نظر قرآن کسی که خود را میکشد نه تنها صوابکار نیست بلکه مستوجب عقوبت اخروی نیز میباشد و تفاوتی نمیکند که این عمل با چه انگیزه و عقیدهای انجام پذیرفته باشد. اساساً از نظر اسلام حفظ جان وظیفهای شرعی و انسانی است. حتی کسی که در میدان جنگ میجنگد با آنکه میداند در این میدان ممکن است هر لحظه کشته شود لکن نمیتواند نسبت به حفظ جان خود بیتوجهی نموده و شرایط و موقعیت به قتل رسیدن خود را آگاهانه و عمداً مهیا نماید.
ثانیاً: چنانچه کسی با اراده، اختیار و قصد قبلی، با آگاهی وشعورعقلی بدون حجت اثبات شدهی شرعی و قانونی که درکتب فقهی به طورمفصل بیان گردیده، فرد یا افرادی را به قتل برساند، مرتکب قتل عمد شده و مستوجب عقوبت دنیوی(قصاص نفس) یا اخروی(خلود در جهنم) خواهد بود. زیرا طبق آیهی ۳۲ از سورهی مائده ارتکاب قتل عمد مساوی با به قتل رساندن تمامی انسانها میباشد.
بنابراین عاملین انتحاری مرتکب دوگناه کبیره گردیدهاند. اول خودکشی و دوم قتل عمد بدون حجت شرعی وقانونی اثبات شده.
ثالثاً: دراسلام یک عمل با شرایط، انگیزه، هدف وفعل مشابه، دارای دوحکم متضاد نمیباشد. حکم وشریعت الهی براساس مصلحت بینیهای سیاسی قابل تغییرنیست ؛ واین مهم وظیفهی علماء متعهد، مستقل ودلسوزاسلامی است که ساحت مقدس شریعت اسلام را از سوءاستفادههای ارباب سیاست و تغییر و تحریف نمودن آن بنابر مصالح خود حفظ نمایند. بخصوص این بدعت فاحش وخطرناک بهشت فروشی، که جا دارد به طور قاطع با آن برخورد شود.
چرا که خداوند هیچ مفتی یا مجتهدی را کلیددار بهشت و جهنم قرار نداده و به فرمایش یا سفارش هیچ مفتی و مجتهدی، حتی پیامبری، کسی را وارد بهشت یا جهنم نمینماید.
رابعاً: مبارزهی ملت فلسطین در احقاق حقوق حقه خویش که همانا تشکیل کشوری مستقل با مرزهای شناخته شدهی بینالمللی و ایجاد حکومتی مستقل و منتخب میباشد، مبارزهای ملی بوده و زدن رنگ و لعاب دینی و مذهبی به آن، و تعمیم دادنش به جهان اسلام امری اشتباه و بر خلاف شریعت و حقیقت است.
اینجانب توجه مسلمین بخصوص علماء متعهد ومستقل اسلامی را به این نکته جلب مینمایم که حمایت از مبارزات حقطلبانهی ملت فلسطین غیر از ادعای تملک ارض مقدس با استناد به قبلهی اول مسلمین بودن بیتالمقدس(مسجدالاقصی) و معراج پیامبراسلام(ص) میباشد. زیرا اولاً اگر قبله بودن مکانی برای پیروان دینی موجب تملک یافتن آن دسته به آن محل میگردید، باید توجه داشت که شش قرن پیش ازتولد پیامبراسلام(ص) بیتالمقدس(مسجدالاقصی) قبلهی مسیحیان بوده و تا کنون نیز میباشد و همچنین بیش از نُه قرن قبل ازتولد حضرت عیسی مسیح(ص) بیتالمقدس(مسجدالاقصی) قبلهی یهودیان بوده و تا کنون نیز میباشد. ثانیاً پیامبر اسلام(ص) به صراحت آیهی قرآن، تنها چند ساعتی از یک شب را در مسجدالاقصی گذرانده است و حال آنکه پیامبران بیشماری از قوم بنیاسرائیل از یوشع بن نون تا عیسی مسیح همچون شاول، سموئیل، داود، سلیمان، ایوب و…(صلوات الله علیهم) در آن مکان به دنیا آمدند، زندگی کردند و در آن زمین دفن شدند. ضمن اینکه بسیاری از مفسیرین اسلامی بر این باورند که مسجدالاقصایی که در قرآن کریم بدان اشاره شده محلی است در آسمان زیرا در هیچ دورهای بیتالمقدس چنان نامی نداشته و آن مکان هیچگاه به بیتالاقصی؛ معبدالاقصی یا مسجدالاقصی خوانده نشده است. بیابراین علماء اسلامی میبایست این پرسش را به صراحت پاسخ گویند که چگونه است فرقهای تنها به جهت آنکه بیتالمقدس(مسجدالاقصی) فقط مدت چهارده ماه قبلهاش بوده و پیامبرش تنها چند ساعتی از یک شب درآنجا حضور داشته –که آن حضور هم به نظر عدهای از مفسیرین قرآن چندان قطعیت ندارد- مالک به حق ارض مقدس میشود؛ لکن فرقی که قرنها پیش از به دنیا آمدن پیامبر اسلام(ص) آن محل را مقدس میدانسته و قبلهی خود قرار داده بودند و صدها نفر از پیامبرانشان در آن مکان زاده شده، زندگی کرده و در همان زمین نیز بدرود حیات گفتهاند حقی برایشان مترتب نباشد؟!. ارض مقدس و بیتالمقدس زمینی مقدس برای تمامی فرق مسلمان، مسیحی و یهودی بوده و میباشد. لکن چنانچه این دلائل مؤید تملک یافتن ارض مقدس میشود، فرق یهودی و مسیحی به طور قطع در ادعای تملک ارض مقدس از مسلمین اولیتر هستند و همچنین است دلائل دیگر بر مدعای اسلامی بودن ارض مقدس.
به اعتقاد بنده تهیج احساسات دینی و مذهبی مسلمین با تمسک به دلائلی غیرثقه که غالباً ریشه در سیاستبازیهای سیاستمداران داشته و دارد، بزرگترین ظلمی است که در حق ملت مظلوم فلسطین روا شده و میشود و بزرگترین سد راه تحقق بخشیدن به آرزوی دیرین آنان برای داشتن کشوری آرام و مستقل است.
دراینجا لازم میدانم که متذکر شوم، عملیاتهای ارتش اسرائیل در حمله به شهرکهای فلسطینینشین و برخورد خشن نظامی با ساکنین بیگناه و بیدفاع آنان با هدف مبارزه با تروریست نیز عملی مذموم و بر خلاف شریعت تورات مقدس و مصداق بارز نقض حقوق بشر میباشد. همچنین به علماء ودولتمردان اسرائیل متذکر میشوم، چنانچه از راه عدالت خارج شوید خداوند جماعتی را بر شما مسلط خواهد نمود که بر کوچک و بزرگ شما رحم نخواهد آورد و این عهدی است که خداوند با بنیاسرائیل نموده و در تورات مقدس و قرآن مکتوب میباشد و همواره به آن عمل نموده است. پس از راه عدالت خارج نشوید و به جهت عمل چند نفر به ملتی ظلم روا ندارید و آنان را از حقوق حقهی خود که همانا داشتن کشوری مستقل با مرزهای شناخته شده و حکومتی دمکراتیک و دولتی منتخب میباشد محروم نسازید.
خداوندا ، به بشر درک ومعرفتی عطا فرما که ضمن بندگی تو، به انسان وانسانیت ارج گذارده، خون همنوعش را با هیچ دلیلی بر زمینت نریزد و در سایهی صلح و همزیستی شکرگذار نعمتهای بیشمارت باشد.
ایران – تهران
۱۴/جولای/۲۰۰۲
الراجی، عبدالحمید معصومی تهرانی