داعش سالهاست که همچون طالبان، القاعده، بوكوحرام و ديگر گروهها و حكومتهای بنيادگرای اسلامی اقدام به کشتارهای فجیع میکند. اما آخرین جنایت داعش در زنده سوزاندن خلبان اردنی موجب گشت تا شیخ محمد احمد الطیب امام اعظم مسجد الازهر قاهره مجبور به موضعگیری تندی شوند. در بیرحمی داعش و امثالهم هیچ شکی نیست. اما ایشان اعمال داعش را «بزدلی» خطاب کرده و آنان را مصداق محارب با خدا و رسولش دانستهاند. این در حالی است که این «بزدلیها» سالهاست در کشتار مسیحیان و ایزدیان و کوردها و به بردگی گرفتن زنان عیسوی و ایزدی رخ میداده است. چرا ایشان تاکنون سکوت اختیار کرده بودند؟
در موضعگیری ایشان دو نکته مورد توجه است. نكته اول اينكه: چرا داعش امروز «محارب» شد و تاکنون از حکم محاربه در مورد ایشان سخنی به میان نیامده بود؟. آیا این تاخیر چندين ساله دلیل بر این نیست که جناب شیخ و همقطاران ايشان در فرق مختلف اسلامی تاکنون حجتی شرعی بر ضد اعمال داعش نداشتهاند؟؛ آيا آن سكوت ديروز و صدور حكم امروز خود دلیلی بر این نیست که تمامی آنچه داعش و ديگر گروهها و حكومتهای مدعی بنيادگرایی اسلامی انجام میدادهاند، دقيقاً مطابق با شریعت اسلام بوده است؟؟. قطعا مجازات سوزاندن در قرآن نیامده است. اما ایشان نیز مستحضرند روایاتی در باب مجازات سوزاندن مجرم، در فقه اسلامی وجود دارد و پيشتر نيز طالبان در افغاتستان آن را اجرا نموده است.
اما نکته دیگری که در افتاء ایشان حائز اهمیت میباشد، اشاره ایشان به آیهی محاربه است. چندی پیش خبری در رسانهها منتشر شد که نوجوانی در رقه –پایتخت خلافت اسلامی داعش- به اتهام «محاربه» پس از تحمل «شلاق»، «اعدام» گرديد و جسدش برای سه روز بر «صلیب» آویزان بود. در حقیقت جناب شیخ از مجازاتی سخن میگویند که خلیفهی داعش نیز بر آن استناد كرده و عمل میکند؛ و این سوای آن است که خلیفهی داعش نیز سنگسار میکند، دست میبرد، از بلندی پرتاب میکند، شلاق میزند و جان و مال غیرمسلمانان را نابود میکند كه جناب شیخ و دیگر علمای مطرح اسلام كوچكترين موضع صريح و قاطعی بر عليه آن اعمال بنيادگرايان اسلامی از خود نشان ندادند. آیا آن روز که کلیساهای موصل تخریب شدند؛ آن روز که مردم شنگال تار و مار میشدند؛ آن روز كه مردان عيسوی، ايزدی و كورد را همچون گوسفند سلاخی میكردند و زنانشان را به بردگی میبردند داعش محارب نبود؟ و «بر ضد خدا و رسولش» عمل نمیكرد؟!. مدعيان بنيادگرایی اسلامی سالهاست كه در محاربه با حيات بشر و كرامت ذاتی انسان هستند؛ آيا اين همه جنايت بر عيله جان و مال و ناموس انسانها ارزش نداشت؟؟. به نظر میرسد كه اگر داعش خلبان به اسير گرفته شدهی اردنی را بجای زنده به آتش كشيدن، همچون صدها هزار نفر ديگر سلاخی میكرد متهم به محاربه با خدا و رسول نمیگرديد كمااينكه تا پيش از اين هيچ يك از گروهها و حكومتهای بنيادگرای اسلامی متهم نگرديدند؛
نگارنده با تمام احترامی كه برای شیخ محمد احمد الطیب قائل هستم؛ لكن بايد به ايشان و ديگر عالمان مسلمان عرض كنم كه جا دارد در عصر حاضر بر خلاف داعشيان گوناگون كنونی به آموزههای معنوی و رحمانی دين اسلام توجه بيشتری نمايند؛ نه آنكه همچون آنان حكم به كشتن، به صليب كشيدن و بريدن دست و پا بر خلاف بدهند. ما میبايست درك كنيم كه از درون خشونت، صلح و ارزشگزاری به كرامت انسان بيرون نخواهد آمد؛ بلكه مولد نفرت و خشونت بيشتر و بی حد و اندازه خواهد گرديد. انزجار از اعمال و جنايات شنيع داعش امری طبیعی و فطری است. اما باید پذیرفت که بسیاری از احکام قرآن در محدودهی زمان و عصر خود معنا داشته است. مجازات «قطع دست و پا بر خلاف هم» در آیهی محاربه، همان مجازاتی است که فرعون بر ضد معاندین خود حکم کرده بود. امروزه ما نه در عصر مصر باستان قرار داریم، و نه در عصر بدويت عربستان.
بايد توجه كرد كه چنین احکامی بر اساس فرهنگ منطقهای مقرر شده بود که «خشونت» به طوری کلی، و بخصوص بر علیه مخالفین یک ارزش اجتماعی تلقی میگرديد؛ و آن چیزی که باعث شده چنین احکامی به دیگر فرهنگها تحمیل شود، خلافت اسلامی بوده است. خلافت، رویهای است که ماهیتا قرآنی نبوده و نیست؛ و بنابر ساختار جامعهی آن عصر عربستان و مقتضیات پس از وفات پیامبر اسلام(ص) شکل گرفت؛ و نمیتواند به عنوان یک ساختار حقوقی و حکومتی جهان شمول به رسمیت شناخته شود. با این حال کشورگشاییهای متاثر از برتریجويهای نژادپرستانهی عربی؛ و دستاندازی به فرهنگ و ملل همجوار عربستان پس از رحلت پیامبر(ص)؛ بنیان “فرهنگی” را بنا کرد که طالبان، القاعده، داعش، بوکوحرام و ديگر مدعيان حكومت اسلامی در امتداد آن قرار دارند. این “فرهنگ” مدعی است که اجرای تمام آنچه در قرآن آمده، بدون هیچ قید و شرطی از الزامات حاکمیت و مدنیت است. این “فرهنگ” ادعا میکند که سعادت تمامی بشر منحصر به اطاعت از دستورات خداوند، پیامبر(ص) و جانشینان وی، آنهم بنابر تفسير، رای و نظر عالمان همان مذهب است. این “فرهنگ” اصرار دارد که برداشت وی از دین، صحیحترین، دقيقترين و كاملترين قرائت دینی است. این “فرهنگ” باور دارد که خداوند یک بار برای همیشه و آن هم در میان مردم یک عصر و در منطقه حجاز، دستوراتی جهانی برای همهی زمانها، همه مکانها و همه ابناء بشر آورده است. داعش و ديگر مدعيان بنيادگرایی در مذهاب مختلف اسلامی مگر چیزی غیر از این “فرهنگ” را ادعا میکنند؟؟.
در واقع با استناد به اعمال داعش باید اذعان کرد که تمامی آنچه شیخ محمد احمد الطیب «بزدلی» میخوانند، در تاریخ گذشته و معاصر خلافت اسلامی مسبوق به سابقه است.
واقعيت اين است كه اديان در هر قومی كه تشريع گرديد قصد اصلیاش آن بود تا با وضع قوانين و آموزههایی مطابق با فرهنگ خاستگاه تشريعی خود، از ظلم و ستم و نابرابری و تعدی انسان به حقوق فردی و اجتماعی ديگران به بهانهی برترانگاری قبيلگی، نژادی و خدايان قومی جلوگيری نمايد؛ اما متاسفانه با گذشت زمان همان قوانين و آموزههای دينی، مستمسكی در دست بشر زيادهطلب و برتریجو جهت ظلم و ستم و نابرابری و تعدی به حقوق فردی و اجتماعی ديگر انسانها مبدل شد. تاريخ تمدن دينی بشر مملو از ظلمها، ستمها و تعدياتی است كه انسانها به اسم خدا و آموزههای دينی در حق يكديگر روا داشتهاند.
جناب شيخ محمد احمد الطیب و ديگر علما مذاهب اسلامی میبايست به اين نكته ريشهای توجه كنند كه آنچه اكنون باعث معرفی اسلام به عنوان دينی خشونتطلب و خونريز گرديده و در جوامع بشری مايهی اسلامهراسی شده است؛ به آتش كشيدن يك انسان توسط عدهای بنيادگرای اسلامی نيست؛ بلكه همين قتلها، سلاخیها، به دار كشيدنها، دست و پا بريدنها، سنگسار كردنها، به شلاق بستنها، از ارتفاع به زير انداختنها و تعدی به حقوق پيروان ديگر اديان و مذاهب است كه ايشان خود به نام خدا حكم بدان دادهاند. اگر امروزه اعمال داعش را سخیف میپنداریم، باید نسبت به تمامی آنچه به اسم شریعت اسلامی اعمال میشود، همان حساسیتی را نشان دهیم که وجدان انسانی و اندیشه و عقلانیت رشد یافتهی امروز ما نسبت به جوانب مختلف انسان ستیزی در تاریخ تمدن بشر نشان میدهد. در نهایت، اگر مرحوم معاذ کساسبه به جرم محاربه با خلیفهی داعش، دست و پایش خلاف بر هم قطع شده بود جناب شیخ محمد احمد الطیب چه حکمی بر داعش اعلام مینمود؟؟ جنایت، جنایت است و باید محكوم گردد؛ و حقوق بشر، حقوق بشر است و باید بر هر حکمی اولویت داده شود.
عبدالحمید معصومی تهرانی
19/بهمن/1393
